تبليغاتX
خانه موسیقی اصفهان

که گوید اصفهان نصف جهان است        جهانی گر بود آن اصفهــان است




هنرمند شایسته موسیقی ایران (حسین دهلوی)


                                      خانه موسیقی اصفهان

 

متن زیر سخنانی است از حسین دهلوی در رابطه با شخصیت هنری استاد حسن کسایی

گرچه به سبب فعالیت در زمینه موسیقی جمعی ایران، از نزدیک با ایشان همکاری نداشتم، ولی در پاره ای مواقع، شنونده نوای جذاب و هنرمندانه ساز ایشان بودم و گاهی نیز که فرصت می شد و به شهر هنری و زیبای اصفهان سفرمی کردم، موفق به دیدارشان می شدم و از نزدیک از صحبت های شیرین و ساز دلنشین ایشان لذت می بردم.

حسن کسایی به راستی از استادان و هنرمندان شایسته موسیقی ایران است، به ویژه که در ایجاد صدای شفاف و جذاب ساز نی نقش مهمی به عهده داشته و آن را به کمال رسانده است، به طوری که سخن مولانا، بزرگ مرد شعر و ادب پارسی،در مورد این ساز: "بشنو از نی چون حکایت می کند..." در زمان ما نیز به واقعیت پیوست.

همچنین باید یاد آوری شود که ایشان در ردیف موسیقی ایران و اجرای شایسته آن نیز از هنرمندان شاخص و بنام کشور است.

آرزو دارم وجود عزیزش از گزند روزگار مصون بماند، سال های طولانی با سلامت کامل پایدار باشد و شرایطی پیش آید که مردم ایران بیشتر بتوانند از اندوخته های هنری استاد گرانقدر بهره مند شوند.

                                                                                    بهمن 1378- تهران


 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 2:30 AM  توسط نادر ناظمی  | 

 

نوشته های زیر سخنانی است از استاد فرامرز پایور در رابطه با شخصیت هنری
استاد حسن کسایی

 

 

خاطره ی آن شب (فرامرز پایور)

 

به نظر این جانب استاد حسن کسایی بزرگترین نوازنده نی و یکی از برجسته ترین موسیقیدانان ایران هستند که بیشتر عمر خود را صرف فراگیری موسیقی اصیل ایرانی به خصوص ساز "نی" نموده اند. تا آنجا که به خاطر دارم در دورانی که من تحصیل موسیقی میکردم، ایشان نوازنده رادیو بودند.

 

 

 

استاد فرامرز پایور

 

                              خانه موسیقی اصفهان

 

چند نکته مهم در مورد استاد قابل ذکر است. یکی تکنیک نوازندگی نی که به طور قطع تا کنون منحصر به فرد و بی سابقه بوده و نیز تا قبل از ایشان کسی نی را به این لطافت، ظرافت و شفافیت نشنیده است، حتی استادان ایشان صدای نی را به این خوبی عرضه نکرده اند. دیگر دانستنی های "ردیف" است که علاوه بر"ردیف تهران" که نزد استاد ابوالحسن صبا کار کرده اند، "ردیف اصفهان" را که خود مقوله ای جداگانه است نیز به نحو احسن دانسته و حتی تدریس نموده اند.

به خاطر دارم که سال ها پیش در جشن هنر شیراز که به اتفاق ایشان و دیگر استادان در حافظیه برنامه داشتیم، یک شب از استاد خواهش کردند که در سالنی برنامه ای اجرا کنند، ایشان روی سن رفتند و فرمودند "این صدای نی که خواهید شنید، من با یک تکه کاغذ روزنامه که آن را به شکل نی در آورده ام، می نوازم" و حتی بعد از آن، روزنامه را کنار نهادند و ناخن انگشت اشاره(ناخن سه تار) را بین دو دندان پیشین بالایی گذاشتند و با دمیدن، صدای نواختن نی را تقلید کردند که غوغایی در سالن بر پا شد. این یک نمونه از ده ها مورد چیرگی و تسلط استاد بر این ساز است.

 

 

استاد حسن کسایی

 

                  خانه موسیقی اصفهان

 

آثاری که از ایشان باقی مانده است، تماما شاهکارهای این سازملی که تا کنون کسی به پختگی و زیبایی ایشان موفق نشده است ارائه کند. علاوه بر اینها، استاد چون تسلط فوق العاده ای بر ردیف های موسیقی دارند، یک دوره ردیف از سه تار و آواز خودشان در رادیو اصفهان ضبط شده که انشاالله مورد استفاده اهل فن بوده و خواهد بود.

برای جلوگیری از اطاله مطلب به همین نکته اکتفا می کنم که صدای نی ایشان تا کنون یگانه باقی مانده است. امیدوارم که خداوند طول عمر همراه با سلامتی به ایشان عنایت فرماید تا بیش از پیش، دوستداران واقعی موسیقی از هنرشان بهره مند شوند.

                                                                                      خرداد 1379- تهران

 

 

منبع: کتاب "از موسیقی تا سکوت"

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 11:35 PM  توسط نادر ناظمی  | 

متن زیر مقاله ای است از دکتر ساسان سپنتا در مورد
شخصیت و نوازندگی استاد حسن کسایی

 

دکتر ساسان سپنتا

خانه موسیقی اصفهان 

 برگرفته از کتاب << از موسیقی تا سکوت>>

استاد حسن کسائی در سال 1307 در شهر اصفهان متولد شد. پدر او حاج سید محمد جواد کسائی از بازرگانان اصفهان بود که در اثر علاقه به موسیقی، بسیاری از هنرمندان به منزل او رفت و آمد داشتند، هنرمندانی نظیر: سید حسین طاهر زاده، اکبر خان نوروزی، غلامرضا سارنگ،اخوان شهناز، ادیب خوانساری،تاج اصفهانی، و دوست و رفیق دیرین پدر او استاد ابوالحسن صبا.

حسن کسائی در چنین خانه ای با موسیقی انس و الفت گرفت و در دوران کودکی و نوجوانی با شنیدن ساز و آواز آنها در خواندن طبع آزمایی کرد. پدرش از تاج خواست که او را تعلیم آواز دهد و تاج به تدریج گوشه هایی از دستگاه های موسیقی ایرانی را به او یاد داد. علاوه بر آن غالبا صفحات موسیقی ایرانی را در آن هنگام می شنید. اکثر آن صفحه ها از نمونه های ماندگار موسیقی ایرانی ضبط شده بود که زمان پخش هر دوی آن حدود شش دقیقه بود و چون محدودیت زمانی داشت، اجرا کنندگان به هنگام ضبط، گلچینی از اجراهای ممتاز خود را عرضه می کردند. در میان آن صفحات، آثاری مانند صفحه مشهور همایون تاج، دشتی روح انگیز،صفحه هایی از آواز قمرالملوک وزیری، ادیب خوانساری،ظلی و دیگران بود که هر کدام جزو آثار ممتاز و برخی شاهکارهای اجرایی موسیقی ایرانی محسوب می شوند.

در آن زمان کسائی دوران کودکی و نوجوانی خود را طی می کرد. به طور کلی در این دوره از زندگی، ذهن، جویایی بسیار دارد و اندام های بدن مستعد انعطاف پذیری و تمرین بیشتری برای شکل پذیری است. به همین مناسبت نوجوان و جوان بسته به استعداد خود، آمادگی زیادی برای دریافت و فراگیری نواختن ساز دارد. از همین سن است که کارآیی شخص به تدریج رشد پیدا می کند و پرورش می یابد. تاثیرات محیط خانوادگی و پرورشی در دوران جوانی بیش از هر دوره ی دیگر موثر است. شهر اصفهان در آن زمان دارای فرهنگ ادبی-هنری ویژه ای بود. اصفهانی با چهار باغ و زاینده رود و میدان نقش جهان و آسمان آبی و فضای سرسبز و نقش های دل پسند، کاشی های معرق هفت رنگ آثار باستانی آن. اصفهانی با شاهکار آفرینی استاد علی اکبر اصفهانی در مسجد شاه و کتیبه های ثلث نفیس علی رضا عباسی و خط نستعلیق میرعماد قزوینی و نقاشی های دیواری رضا عباسی و معین مصور از دوره ی با شکوه صفوی و وارثان هنر آنان در اواخر قاجار و بعد چون: محمدباقرنقاش (سمیرمی)، حاج مصورالملکی و حاج میرزا آقا امامی. اصفهانی که هنوز میراث هنری مشاهیر موسیقی اش چون سید عبدالرحیم اصفهانی، حبیب شاطر جی و سید حسین طاهر زاده(هر سه در آواز)، نایب اسدالله(نی) و میرزا عبدالحسین صدر(صدرالمحدثین) خطیب خوش آواز و ممتاز در آن شهر تجلی داشت. اصفهانی با فضایی که نغمه های دلنشین تار اکبر خان نوروزی و آواز رسای تاج همراه با عطر گل های اقاقیای کنار زاینده رود مشام جان را معطر می کرد.اصفهانی با شاهنامه خوانی و نقالی مرشد عباس بزرگ و مرشد عباس ضریری، با انجمن های شعر با شکوهش چون انجمن ادبی دانشکده و شاعرانی چون میرزا عباس خان شیدا و دست پروردگان او چون متین، صغیر و بصیر و ادیبانی چون محمد باقر الفت و جلال همایی.

  

 مابقی متن در ادامه مطالب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 11:31 PM  توسط نادر ناظمی  | 

 

سری دوم تصاویر استاد حسن کسایی

 

به علت اینکه تصاویراز روی کتاب اسکن شده لذا ازکیفیت مطلوبی برخوردار نیستند.


              خانه موسیقی اصفهان


             خانه موسیقی اصفهان

 


             خانه موسیقی اصفهان

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 10:52 PM  توسط نادر ناظمی  | 

              

                 یادداشت های پراکنده

 

              << به قلم استاد حسن کسایی>>

 

 

 

وقتی پای آبروی نی در میان می آید،من باید نام(نایب اسد الله) را بر زبان برانم.او هنرمندی نابغه و نی زنی بزرگ بود. جامعه هنرهیچ وقت نام نایب اسد الله را فراموش نخواهد کرد. نایب برای من همیشه والا و بالا بوده و هست.

 

در میان اهل موسیقی، رابطه استاد وشاگرد حرمت بسیار دارد. من اگرچه به عمرم نایب را زیارت نکرده ام، اما به جرات می گویم رونق نی من میراث تلاش نایب است. نایب کسی بود که همه ی شکوهه ی نی را در سینه و گلوحفظ کرد و به من و به امثال من سپرد. اگر نایب نبود، من هم نبودم. من غصه می خورم و این دلتنگی را برای همیشه روزهای زندگی ام خواهم داشت که نایب را ندیدم، گویا من کودکی نو پا بودم که نایب می میرد.

 

من یاد و ذکر هنر نایب را از کلام شیرین استاد و هنرمند بزرگوار(تاج اصفهانی) شنیده ام، او که صدایی آسمانی داشت،موسیقی دانی بزرگ بود و خود شاگردی نایب را کرده بود.

 

قضاوت من درباره همه ی استادان نی این است که هیچ کدام به پای نایب نرسیده اند، هر چند هر کدامشان سزاوارتحسین اند. صفحات به یادگار مانده ازنایب اسد الله که اغلب یک روضبط شده،  دارای درآمد هایی از صدای نی اوست که با همه ی کوتاهی، آن چنان غم به دل شنونده می ریزد و شوروحالی ایجاد می کند که بی اختیار انسان را به تحسین و وجد و شوق وا می دارد.

 

بند بندم  این  گواهی  می دهد                                یک شکرلب چون تو در آفاق نی

 

                                                                                              پاییز 1364

 

 


 

خودم ندیده ام ولی برایم گفته اند که روی سنگ عمودی مزار مرتضی خان محجوبی کلمه (افسوس)به چشم می خورد– به راستی از دست دادن چنین هنرمندانی آه و افسوس دارد- در طول زندگی با اشخاصی روبرو و جلیس و انیس می شویم که به دنیای ما، امیدواری و عشق و شور و حال می بخشند. اما با از دست دادن آنها اطرافمان خالی می شود و در دنیای سیاهی، تباهی و تنهایی فرو میرویم.

 

شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت                فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت

 

هستند دوستان و عزیزان فراوان،ولی دیگر کسی مرتضی خان محجوبی نمیشود، استاد ابوالحسن خان صبا نمیشود، ادیب خوانساری، تاج اصفهانی، حسین تهرانی و...نمیشود.

 

چقدردلخراش و آزار دهنده است که به جای داشتن مرتضی خان محجوبی یا به عبارتی (مرتضی پیانو) تنها با کلمه (افسوس) رو به رو میشویم و آن همه نغمات، نغرات و لحظات لطیف و آن انسان های شریف را از دست میدهیم. افسوس!

 

                                                                                          زمستان 1372

 


 

بعضی ایرادی نا به جا از بنده دارند که (کسایی نی را به کس یاد نمیدهد) ! باید بگویم که کاملا در اشتباه هستند، چون من به شاگردانم ان چه در توان داشته ام آموخته ام. ولی احساسم را که نتوانسته ام و نمی توانم به دیگران بیاموزم و انتقال دهم! پس این در توان من و یا آن شاگرد نیست، مگر آن که خود آن شاگرد به طور ذاتی دارای درونمایه و احساسی سرشار باشد.

 

به هر حال در طی سال های گذشته، نوازندگان نی خوبی تربیت کرده ام و به جامعه هنری معرفی نموده ام، ولی گیرم که(سعدی شدی، وجود مکرری)! اساسا شاخص شدن دردنیای هررشته ای،  نبوغ و خلاقیت لازم دارد، تکرار (صنعت) است و راهگشایی( هنر) .

 

استاد ابوالحسن خان صبا فرمودند: (هر هنری با تقلید شروع میشود، ولی هنرمند باید یک جایی راهش را از استادش جدا کند و سعی نماید که خودش شود) ، اما اگر زیراکس و عکسبرگردان باقی ماند و نتوانست آن احساسات درونی را داشته باشد و از خودش ابداعاتی را نشان دهد، این دیگر گناه آن مدرس و معلم بیچاره نیست و با کمال بی انصافی و بی اطلاعی نگویید: (نمی خواهند یاد بدهند) ! چرا که نهفته درونی قابل انتقال نیست و بستگی به خصوصیات وجودی و فردی افراد دارد.

 

                                                                                                بهار1378

 


 

دلم میسوزد، دلم میسوزد. می دانید چرا؟ چون یک عمر، این که می گویم یک عمر یعنی یک عمر، عشق ورزیدیم و در دنیای موسیقی خودمان را مطرح کردیم تا شدیم (محجوبی)، (عبادی)، (کسائی) و... باید بگویم که بیشتر لطایف وظرایف موسیقی ما در تکنوازی ها متجلی می شود و دلنوازی درساز تنهاست که به دل می نشیند.

 

آن موسیقی که دیروز به عنوان تکنوازی در رادیو، معرف شخصیت موسیقیایی ما بود، امروز به عنوان گل ملات از آن استفاده می شود. هر وقت در برنامه های رادیو- تلویزیون وقفه ای ایجاد می شود، از بهترین قطعات تکنوازی ما به عنوان چند ثانیه استفاده می کنند و بلا فاصله پخش آگهی شروع می شود. چه پاداش غمگین و کشنده ای به ما دادند- دلم میسوزد- چرا خون نگریم. سازی که با جان و دل اجرا کرده ایم، حالا زیر هر گفتاری پخش می شود و البته فدای آن گفتار. چرا؟! منظور ما از خلق این آثار، آیا این بوده است؟! واقعا جای تاسف است.

 

 

 زمن سرود دل انگیز شاعرانه مخواه                     ازاین قناری افسرده دل، ترانه مخواه

 

 

سال ها پیش وقتی تکنوازی من در رادیو پخش می شد و گوینده ای بر روی آن شعر می خواند، طفل چهار پنج ساله اصفهانی، به من گفت: (عمو کسائی، من می خواهم صدای نی شما را گوش کنم،بگو روی ساز شما حرف نزنند) !

 

                                                                                            زمستان 1378

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 11:15 PM  توسط نادر ناظمی  | 

 

سری اول تصاویر استاد حسن کسایی


به علت اینکه تصاویر از روی کتاب اسکن شده اند، لذا از کیفیت مطلوبی برخوردار نیستند.

            خانه موسیقی اصفهان


                خانه موسیقی اصفهان


 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 11:33 PM  توسط نادر ناظمی  | 

سالشمار

(استاد حسن کسایی)

 

 

 

 

1307 تولد در اصفهان(سوم مهر ماه).

 

 

1313  شروع به خواندن آواز و تعلیم نزد تاج اصفهانی.

 

 

1314  بهره گیری از استادان طراز اول موسیقی نظیر ادیب خوانساری، اکبر خان
نوروزی،غلامرضا خان سارنج،سید حسین طاهر زاده و... .

 

 

1315  شروع تحصیل در مدرسه پهلویه در سال های بعد مدرسه منیژه،شاه عباسی،علیه، حکیم نظامی و دبیرستان ادب اصفهان.

 

 

1317  اولین ملاقات با ابوالحسن صبا و حسین تهرانی در تهران و خواندن آواز (ابو عطا)همراه ویلن استاد.

 

 

1319 علاقه به صدای نی و دمیدن در آن.

 

 

1321بهره گیری از مهدی نوایی در مدتی کوتاه.

 

 

1322  اجرای اولین برنامه در رادیو ایران(قطعاتی در دستگاه (سه گاه) و چهارمضراب زنگ شتر صبا).

 

 

1324 اجرای دومین برنامه در رادیو ایران(در برنامه سولسیت های خارج ازکشور،روز دو شنبه و به جای ویلن ابوالحسن صبا).

 

 

1325خرید دستگاه ریل گراند به منظور ضبط تکنوازی در منزل و ارسال اثار به رادیو تهران برای پخش هفتگی.

 

 

1331اجرای کنسرت در شهرهای آبادان و خرمشهر به نفع بی بضاعت های ژاندارمری، همراه تاج اصفهانی و جلیل شهناز.

 

 

1333شروع نوازندگی سه تار و بهره گیری از محضر ابوالحسن صبا.

 

 

1334اقامت در تهران و شروع همکاری با برنامه های موسیقی رادیو ایران وضبط اثار ماندگار به همراه خوانندگان و نوازندگان ممتاز.همچنین ضبط انبوه برنامه های خصوصی.

 

 

1335 اجرای کنسرت در وزارت امور خارجه به همراه محجوبی، تهرانی، تجویدی، بنان، پاشوکی  و... .

 

 

1340همکاری با ارتش اصفهان،روز های چهار شنبه به اتفاق تاج اصفهانی وجلیل شهناز.

 

                           

1342 اجرای کنسرت به همراه جلیل شهناز،حسین تهرانی و حسین قوامی با حضوریهودی منوهین (در تهران).

 

 

1344ازدواج.

 

 

1346اجرای برنامه های متعدد در جشن هنر شیراز (حافظیه)تا سال 1356 وملاقات با نوازندگان بزرگ از جمله:راوی شانکار،شاران رانی،بسم الله خان،تران وانکه و...

شروع همکاری با رادیو اصفهان به صورت اجرای تکنوازی،همنوازی واهنگسازی.

ریاست شورای موسیقی رادیو.سرپرستی ارکستر رادیو اصفهان تا سال1355.

 

 

 

1350فعالیت و تدریس در )مرکز فرهنگی رادیو اصفهان)تا سال 1357.

 

 

1351تدریس در دانشگاه فارابی اصفهان تا سال 1357.

 

 

1353اجرا و ارائه یم دوره ردیف موسیقی ایرانی تحت عنوان(آشنایی با موسیقی اصیل ایرانی) با سه تار و اواز )رادیو اصفهان).

 

 

1354ضبط یک صفحه دو رو در مایه های شور و ماهور به همراه تنبک جهانگیربهشتی (توسط کمپانی C.B.Sفرانسه)و انتشار در تمام نقاط جهان.

 

 

1355  بر گزاری مراسم تجلیل در سالن شیر و خورشید اصفهان و اجرای قطعاتی به همراه تاج اصفهانی.

 

 

1358  اجرای اخرین برنامه رسمی در رادیو ایران.

 

 

1360  بر کناری از صدا وسیما و قطع کلیه حقوق و مزایا.

 

 

1364  نایی در بند.

 

 

1369  سفر به کشور های المان ،انگلستان و فرانسه و شرکت در چند برنامه رادیویی.

 

 

1370 شرکت در جشنواره نی نوازی(تهران).

 

 

1375 سفر به کانادا و آمریکا به منظور مداوا.

 

 

1376  گرامیداشت توسط دوستداران موسیقی اصیل ایرانی در واشنگتن.

 

 

1378 در یافت نشان درجه یک فرهنگ و هنر به عنوان نفر اول در جامعه موسیقی کشور. گرامیداشت توسط انجمن همیاری ایرانیان نیویورک ( در اصفهان ).

 

 

1379 برگزاری جشن هفتاد و دومین سالگرد تولد،توسط خانواده و دوستداران واقعی هنر موسیقی در شهر اصفهان.

 

 

 

 طرح روی جلد کتاب<< از موسیقی تا سکوت >>

             خانه موسیقی اصفهان

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:40 PM  توسط نادر ناظمی  | 

 

با سلامی ویژه خدمت هنردوستان عزیز

 

این پست بهانه ای شد تا گزیده ای چند از کتاب

<از موسیقی تا سکوت> را که از خاطرات و گذشته های استاد

 حسن کسایی می باشد را در این وبلاگ قرار دهم.

 

 

 کاست <دختر گل فروش> اثر استاد کسایی هم به خوانندگی علی جهاندار منتشر شد

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 1:27 AM  توسط نادر ناظمی  |